تبليغاتX
حرفاي شخصي - Show our


حرفاي شخصي

روحم رو ميشكافم اين بار، تا يكي از نو ببافم

اينكه انقدر شعور داشته باشي كه بداني شعور زيادي نداري و اندازه ي دركت كوتاه و محدود است خودش آخر شعور است.

باور نداري؟ بشين فكر كن...

ميبيني كه خودت را كامل ترين آدم دنيا ، جزو اون تاپ ترين ها كه مي بيني! ديگران يا بو ميدهند يا بيسوادند يا حال ندارند يا زشتند و يا بي كلاس ...

اما تو خيلي باحالي! نه؟

اما اينطور نيست. اگر ميخواهي روي خودت قضاوت درستي داشته باشي آزادنه، مردانه بشين فكر كن كنتور اشتباهات و ضعفهات رو چه عدديه. تازه ميبيني كنتور رو يه عدد 8 رقمي داره تند و تند مي چرخه!!!

براي اينكه بتوني خودت را ازتقا ببخشي اول بايد از خود خودت شروع كني. خودت رو بشناسي.

براي شناخت خودت بايد دوست خوب داشته باشي تا اشتباهاتت رو برات بازگو كنه. خودت هم بايد تامل داشته باشي و تعمق كني تا بتوني آدم بهتري باشي و از اشتباهاتت كم بشه.

شعورت اون موقع هست كه حد و مرز دار ميشه . اونجاست كه تازه ميتوني روي خودت كار كني و ضعفهاي خودت رو كمرنگ كني.

پا پي نشو...

من دوستي دارم كه ضعفهاي من رو برام گفته. من خودم خيلي ضعف دارم. گير نده! من خودم درگيرشم تا نسخه ي بالا رو عمل كنم. كجاي كاري؟ فكري شدي كه من خودم ته مرامم؟ خودم همه چي بلدم؟

نه عزيز!

من درس خودشناسي رو تا حالا چند بار افتادم. تقريبا سه بار! تازه درس چهار واحدي هم هست!

من خودم اندر خم يك كوچه ام....

براي شعور بيشتر  داشتن آزادي هم لازمه. ضمنا جملات شريعتي هيچ نقشي تو اين قضايا ايفا نمي كنه!


نوشته شده در 2011/9/13 ساعت توسط خاوري|


مطالب پيشين
» چی بگم؟
» روز+ سر درد
» دیر وقته
» ش ك ر
» تئوري و تجربه
» اگاهم
» می دونید
» کاش خدا منو ببینه
» یکی بود و نبود
» مرد