تبليغاتX
حرفاي شخصي - تلخند


حرفاي شخصي

روحم رو ميشكافم اين بار، تا يكي از نو ببافم

پسر جوون جلو نشست یه نون بربری خریده بود گذاشته بود تو نایلون، و در رو نایلون رو باز نگه داشته بود تا نون خمیر نشه!

راننده به پسره گفت حداقل در نایلون رو ببند که بوش نپیچه مثلا ماه رمضونه!پسره گفت چه ربطی داره؟ ادم روزه می گیره که بر نفسش غلبه کنه!راننده گفت تو حرمت نگه نمی داری!
پسره گفت کسی چیزی نخوره تا شما روزه بگیرید؟ این فقط یه نونه!
راننده گفت برو بگو بزرگترت بهت بگه ماه رمضون چیه
پسر گفت من بزرگتر ندارم، یتیمم!!
.....و از ماشین پیاده شد!

نوشته شده در 2011/8/23 ساعت توسط خاوري|


مطالب پيشين
» چی بگم؟
» روز+ سر درد
» دیر وقته
» ش ك ر
» تئوري و تجربه
» اگاهم
» می دونید
» کاش خدا منو ببینه
» یکی بود و نبود
» مرد